تبليغاتX
شروع یک عشق

شروع یک عشق

زندگی صنحه زیبای هنرمندی ماست...

ز چشمات گله دارم اخه گریه هام رو هیچوقت نمی بینه نمی بینه

زچشمات گله دارم اخه درد و توی چشمام نمی بینه نمی بینه

نمی بینه که دلم تو بهت تنهایی می شینه

نمی بینه دیگه خنده روی لبهام نمی شینه

تقدیم به بی وفای روزگار<رحمان>

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آبان 1385ساعت 23:21  توسط نرگس  | 

ثانیه ها ودقیقه ها ،روزها ،هفته ها، ماهها وبالاخره یک سال از شروع اولین روز اشناییمان گذشت. چقدر زود کاش زمان متوقف می شد کاش تو برمی گشتی کاش آن روز هرگز تورا نمیدیدم کاش..........

کاش من هرگز نمیدیدم تورا                   کاش آن شب هردوچشمم کوربود

                                

چقدرثانیه ها نامردند گفته بودند که بر میگردند

بر نگشتند وپس از رفتنشان  بی جهت عقربه هامیگردند

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 19:44  توسط نرگس  | 

 

يادته يه روز بهم گفتي : هر وقت خواستي گريه کني برو زير بارون که

نکنه نامردي اشکاتو ببينه و بهت بخنده گفتم : اگه بارون نبود چي ؟ گفتي

اگه چشماي قشنگ تو بباره آسمونم گريش مي گيره ... گفتم يه خواهش

دارم . وقتي آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار.. . گفتي : به چشم

حالا امروز من دارم گريه میکنم   اما آسمون نمي باره ... تو هم اون دور

 دورا ايستادي و بهم مي خندي .

دل شکسته روزگار<نرگس>

     

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آبان 1385ساعت 23:6  توسط نرگس  | 

ساعت تنهایی

وقتی دلم به درد می آید وکسی نیست به حرفهایم گوش کند وقتی تمام غم های عالم در دلم نشسته است وقتی احساس میکنم دردمندترین انسان عالمم.

وقتی تمام عزیزانم با من غریبه میشوند وکسی حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ نمیکند وقتی تمام عالم را قفس میبینم بی اختیارازکنارآنهایی که دوستشان دارم بی تفاوت میگذرم.

شاید روزی از کنار تو هم گذشتم تویی که روزی من همه کست بودم ولی حالا یادی از نرگست نمیکنی.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام مهر 1385ساعت 22:43  توسط نرگس  | 

خاطرات

 

با تو هستم ای مسافر، ای به جاده تن سپرده

 

ای که دل تنگی غربت ، منو از یاد تو برده

 

هنوز هم هوای خونه ، عطر دیدار تو داره

 

گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره

 

با تو من چه کرده بودم ، که چنین مرا شکستی

 

بی وداع و بی تفاوت ،سرد و بی صدا شکستی

 

به گذشته بر میگردم ، به سراغ خاطراتم

 

تازه میشود دوباره ،از تو داغ خاطراتم

 

به تو میرسم همیشه ، در نهایت رسیدن

 

هر کجا باشی و باشم، به تو بر میگردم از من

 

این تویی همیشه من ، توی آیینه تقدیر

 

با همه شکستن از تو ، نیستم از دست تو دلگیر

تقدیم به امید زندگیم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 20:55  توسط نرگس  | 

عشق منی

دليل گريه هاي من غم نبودن تو بود تمام بي قراري ام به شوق ديدن تو بود تو آن ز دست رفته اي که دست هاي خسته ام تمام التماسش از خدا رسيدن تو بود من ان خزان کهنه ام که قلب بي تحملش در التهاب لحظه هاي پر کشيدن تو بود هنوز درد رفتنت مرا رها نمي کند چرا خداي مهربان به فکر ديدن تو بود؟

امشب تولد عزیزی است فرشته هادر اسمان جشن گرفته اند.امشب تو به دنیا میایی.عزیزم تولدت مبارک.

رحمان عزیزم امشب شب تولد توست برای من شب عزیزی استراستی باید از مامانت هم تشکر کنم که گل منو صحیح وسالم به دنیا اوردهدوست دارم وامیدوارم همیشه صحیح و سلامت باشی و سایت روی سرمن باشه

بازم میگم عزیزم تولدت مبارک

نرگس تو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 3:27  توسط نرگس  | 

كاشك ، لرزش دل ودستم نبود، كاشك در آستانه اولين ديدار، زندگي را در تاب وتب تو زمين مي گذاشتم
كاشك ، و، اي كاشك ! فراموشت كرده بودم
كاشك ، هرگز نديده بودمت ، واي كاشك زيباترين كلمات را در وصف تو هرگز برايت نگفته بودم
كاشك، در اتاقي محبوس ، قلبم را پنهان مي كردم ، درهزار توي بسته،غم انگيزروزهاي هزار ساله زندگيم
كاشك، در تابش هميشگي آفتاب داغ سوخته بودم
كاشك، در زير بارش تند باران وهمناك مرده بودم
كاشك ،هرگز از تو صدايي بر نمي خاست ، تا چون گلي روييده ، رد تورا بگيرم
كاشك، دوستت دارم را ،چون پرنده اي پركشيده ، براي هميشه، زاري كنان در برهوت سرزميني غريب رها مي كردم
چه كنم ! به هر حال دوستت دارم
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 15:13  توسط نرگس  | 

سلام!

بچه ها میدونید چند روز دیگه چه خبرهتولد یه موجود عزیز ودوست داشتنیهرحمان عزیزم

خدایا به حق بزرگیت اون رو همیشه سالم وخوشبخت نگه دارپس دو روز دیگه تو وبلاگم یه

جشن کوچولو دارم تشریف بیارید خوشحال میشم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 14:51  توسط نرگس  | 

 

با تو هستم ای مسافر , ای به جاده تن سپرده عشق منی تو

 

ای که دل تنگی غربت , منو از یاد تو برده

 

 

هنوز هم هوای خونه , عطر دیدار تو داره

 

گل به گل گوشه به گوشه تو رو یاد من میاره

 

 

با تو من چه کرده بودم , که چنین مرا شکستی

 

بی وداع و بی تفاوت , سرد و بی صدا شکستی

 

 

به گذشته بر میگردم , به سراغ خاطراتم

 

تازه میشود دوباره , از تو داغ خاطراتم

 

 

به تو میرسم همیشه , در نهایت رسیدن

 

هر کجا باشی و باشم , به تو بر میگردم از من

 

 

این تویی همیشه من , توی آیینه تقدیر

 

با همه شکستن از تو , نیستم از دست تو دلگیر

تقدیم به عزیزم رحمان

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 15:18  توسط نرگس  | 

پرواز عشق

دوست دارم

بگذار با چشمهاي تو ببينم بگذار در نگاه تو ذوب شوم بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي اسماني در هم گره خورد بگذار دلم براي تو باشد بگذار دلت ...حالم را بپرسد بگذار قلبم براي تو بتپد بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو. بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم .

تقدیم به امید زندگیم :رحمان عزیزم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 0:3  توسط نرگس  |